X
تبلیغات
داینا - بازيها و ورزش‏هاي محلي و سنتي آذربایجان

بازيها و ورزش‏هاي محلي و سنتي آذربایجان(۱)

منبع:آرشیو میراث فرهنگی

بازي‏هاي سنتي و محلي هر منطقه درجهان ريشه در فرهنگ و نگرش جامعه شناسي و مردم شناختي مردمان آن منطقه دارد. به عبارت ديگر بخشي از اندوخته هاي فرهنگي در منطقه از بازي‏هاي محلي و سنتي آن منطقه ريشه مي‏گيرند.

بازي هاي سنتي رايج در استان آذربايجان شرقي با اسامي ديگر در نواحي مختلف ايران با تغيرات اندك مشاهده مي شود و نيز نوع مشابه بازي هاي سنتي در كشورهاي مختلف جهان قابل مشاهده هستند زيرا در كليه جوامع بشري نيازهاي انساني ايجاب مي نمايد تا براي رشد و تعالي از بازي ها در انواع و اقسام آن استفاده شود.

در استان پهناور آذربايجان شرقي بازي‏هاي محلي و سنتي انواع و اقسام متعددي را داشته و دارد كه در آن بخش به اختصار به شرح برخي از آنها كه داراي عموميت نسبي در بيشتر مناطق استان واز جمله شهرستان تبريز است اشاره مي‏شود.

آرادا ووردو

جهت انجام اين بازي به بيش از چهار نفر بازيكن نياز هست. آنها دو دسته شده و آن دسته كه بازي را مي‏خواهد شروع كند در وسط مي‏ايستد و افراد دستة ديگر در دو جهت مخالف با فاصله‏اي معين مي‏ايستد. وسيلة لازم اين بازي توپ است. افراد خارج از بازي سعي مي‏كنند ديگر بازيكنان را با توپي كه در دست دارند بزنند. هر بازيكن كه توپ به او بخورد بايد از بازي خارج بشود. برعكس، هر بازيكني كه بتواند توپ را بگيرد به حساب دو بازيكن  است و بايد دو بار توپ به او بخورد تا از دور بازي خارج گردد. گاه بازيكني كه توپ را گرفته است مي‏تواند به جاي يك «جان» خود بازيكن هم تيمي خود را كه اخراج گرديده به داخل زمين بياورد. بعد از اينكه تمامي بازيكنان توپ خورده و از زمين خارج شدند تيم بعدي وارد زمين مي شوند. زماني كه  تنها يك بازيكن در وسط زمين مانده است بايد طرفين توپ را به صورت پاس هوايي بيندازند و اگر پنچ بار آن را از زمين پاس دادند و به حريف نخورد تمام تيم دوباره به زمين برمي‏گردند.

اين بازي در فضاي باز و زميني صاف انجام مي‏شود. انجام آن باعث تقويت جسمي كودكان گرديده و نيز موجب پرورش دقت و حس همكاري و نوعدوسي را در آنها مي‏گردد.

 

اته‏گه داش قويدو

 براي اين بازي بايد بيش از پنج نفر بازيكن گرد آيند. بازيكنان كنار هم به رديف مي‏نشينند و «اوستا» با سنگ كوچكي در مشت در برابر آنها مي‏ايستد. «شاگرد» نيز در كنار اوستا مي‏ايستد. بازيكنان نشسته بر زمين جايي دنج در ميان دامن خود معين مي‏كنند آنگاه اوستا بدون آنكه شاگرد متوجه گردد سنگ را در دامن يكي از بازيكنان مي‏گذارد. سپس نوبت شاگرد است كه حدس بزند سنگ در دامن چه كسي است. اگر در يك حدس درست بگويد شاگرد به جاي اوستا مي‏ايستد و اوستا به جمع بازيكنان مي‏پيوندد ولي اگر حدسش درست نباشد او به جاي يكي از بازيكنان نشسته و يكي از آنها به جاي شاگرد مي‏آيد. اين بازي پايان ندارد و تا احساس خستگي كودكان به آن ادامه مي‏دهند.

اين بازي تحرك بدني ندارد و مخصوص هواي برفي و باراني و داخل اطاق است و باعث تقويت فكر كودكان مي‏گردد.

ائرمني جيزيغي

به علت شباهت اين شكل به صليب آن را از ارمني جيزيقي مي‏نامند. تعداد بازيكنان هر چند نفر مي‏تواند باشد اما بازي تيمي نيست و هر بازيكن به نفع خود بازي مي‏كند. طريقة بازي بدين ترتيب است كه بازيكن سنگ كوچكي را در خانة اول قرار مي‏دهد و بدون اينكه پايش را در اين خانه بگذارد به صورت لي‏لي تمام خانه‏ها را طي و دوباره برگشته و سنگ را برمي‏دارد. سپس به خانة دو ـ سه و …. الي آخر، سوختن در اين بازي مستلزم اين است كه سنگ بازيكن يا پاي بازيكن روي خطوط قرار بگيرند. بعد از اتمام خانة هشتم نوبت گذشتن از جهنم است. در اين قسمت سنگ به دورتر از جهنم پرتاب مي شود. اگر سنگ داخل جهنم بيفتد بازيكن بايد از خانة اول شروع كند. اما اگر بتواند بازي دور جهنم را هم با موفقيت بگذارند از همان سمت جهنم سنگ را به طرف خانه ها مي‏اندازد و در هر خانه‏اي كه بيفتد آنجا خانة اوست و هيچ بازيكن ديگر حق ندارد از آن خانه عبور كند. هر بازيكن كه در نهايت تعداد خانه‏هاي زيادي را صاحب شود برنده محسوب مي‏شود.

فعاليت بدني اين بازي متوسط اما نياز به دقت و همت شخصي در آن بسيار است.

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 21 توسط یک روزنامه نگار |