تبليغاتX
داینا
 

به بهانه ی تخریب منطقه گردشگری غار بوزخانا در کنار روستای

کرویق ورزقان!

قسمت اول

شاید دو یا سه سال قبل بود که به دعوت دوست ادیبم استاد نصیرزاده  جهت گشت و گذار به منطقه ورزقان دعوت شدیم . در این جمع چهره های آشنای بسیاری از جمله همکار گرامیم جناب احمد حسن نژاد، مورخ و ادیب گرانقدر ورزقانی جناب فردین الهیاری و چند تن از دوستان دیگر از جمله آقای بلندی، بابک نصیرزاده و صمد فرضی و دیگران نیز بودند.

محل اتراق ما منطقه ی زیبایی در کنار روستای کرویق بود.باغچه ی زیبایی که هنوز هم هر وقت یاد آن روز می افتم حس غریبی وجودم را در بر می گیرد.

در کنار این محل اتراق ما و کمی بالاتر در بالای تپه ای زیبا دهانه ی غاری عجیب قرار داشت به نام غار بوزخانا.

 داخل این غار در وسط تابستان نیز یخهای بزرگی وجود داشت. البته وقتی از دهانه غار داخل غار می شدی سرمای عجیبی که نشانی از زمستان و برف و کولاک در خود داشت تورا مجبور می کرد تا برای ورود به داخل غار  لباس گرم بر تن نمایی....

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14 توسط یک روزنامه نگار |

فقط دوستای کاریکاتور کِش و کاریکلماتور نویس بخوانند!

رضا عالی

چند روز قبل سری به مغازه ی پخله فروشی فرمان عمی زدم.فرمان عمی تا منو دید گفت: مهندس کجایی خبر نداری که چه اتفاقی افتاده!؟

پس از نشستن روی یکی ازصندلی های مغازه از فرمان عمی پرسیدم : فرمان عمی  چه خبر شده ؟

فرمان عمی در حالی که با دستمالی که با اون روی میزها رو تمیز می کرد، یکی از بشقاب های پخله رو آماده  می کرد تا برام پخله بیاره روشو به طرف من برگردوند و گفت: بدبخت روزگار اینهمه ادعا داری میگی چند ساله که روزنامه نگارم خبر نداری که تو مملکت چی میگذره؟ دیروز تو خبر ها خوندم : یک کاریکاتوریست در استان مرکزی به جرم کشیدن کاریکاتوری از نماینده اراک به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده است.    

خوب این چه ربطی به من داره؟

ـ مرد مومن چطور ربطی بهت نداره؟ مگه همین دیروز نبود که داشتی می نوشتی نماینده ی فلان شهر رای قانونی نیاورده بلکه رای هارو خریده.

ـ فرمان عمی حالا هم میگم. این چیزی نبود که از کسی شنیده باشم اینو خودم دیدم با همین چشمام.

فرمان عمی در حالی که بشقاب رو روی میزجلوییم می گذاشت دستشو جلوی دهنم گرفت و با ترس در حالی که اطرافش رو نگاه می کرد گفت: آخماق کیشی به این قدو قواره رسیدی هنوز حالیت نشده که نباید گنده تر از دهنت حرف بزنی؟

مگه می خوای متهم بشی که دستت با اون ور آبی ها تو یه کاسه اس؟ ببین مهندس جان اینقدر احمق نباش اگه با یکی از اینا رفاقت بکنی مطمئن باش می کشنت اون بالا بالا ها نه اینکه بیان شلاقت بزنن. تو چیکار داری این نماینده مثلا دماغش مثل دماغ فیل می مونه. یا گوشاش مثل آینه اتوبوس زده بیرون. آخه یکی نیس به این کاریکاتور کش بی فکر بگه مرد مومن تو روسنه نه؟ تو مگه چیکاره ای؟  آقای مهندس روزنامه نویس این خط و این هم نشون منبعد حواست باشه،نوشتن بر علیه هر نماینده ای چه کوچک و چه بزرگ. مخصوصا برخی نماینده ها که فعلا در حال گذراندن دوره ی طرح کاد هستند و هنوز فرق دست راست وچپ رو از هم تشخیص نمی دن و نمی دونن لایحه چیه؟ طرح چیه؟ کشیدن هرگونه کاریکاتور، کاریکلماتور و هر (کاری کوفت) دیگه ممنوعه و الا مجازات می شی شلاق می خوری. شکایت می کنیم. من به نمایندگی از طرف بقیه عرض می کنم حق نداری .

 فرمان عمی به قدری با شور و حال داشت این حرفا رو می گفت که بدون توجه به اطرافش و ناخود آگاه رفته بود بالای یکی از صندلی ها و انگار در حال قرائت اعلامیه ی حقوق بشر بود و ادامه د اد: مخصوصا تو که در انتخابات به کاندیداهای دیگری رای داده ای. محکوم هستی. بدون که  توسط دیگر نمایندگان عزیزی که براشون حتی تره هم خرد نکرده ای زیر ذره بین قرار داری و هرگونه حرکتی که دال بر کشیدن و یا در حال کشیدن و یا احتمال کشیدن و یا اینکه احتمال احتمال کشیدن و یا نوشتن کاریکاتور و کاریکلماتور بر علیه نماینده ی محترمی باشد محکوم بوده و این احتمال که دست این کِشنده با سایر کاندیداهای رای نیاورده  ویا پول خرج نکرده و رای ... و یا دشمنان نماینده ی محترم در یک کاسه باشد زیاد بوده وبا شلاق از این نور چشمی های عزیز پذیرایی خواهدشد.

 البته این فرمان عمی که پخله هایش و خیلی قبل تر از آن تفکرات پخله ای اش زبانزد خاص و عام بوده خیلی دلش می خواد منو بترسونه ولی هرچی باشه بعضی وقتا گوش دادن به حرفای فرمان عمی به کسی ضرر نمی رسونه.

از اون روز به بعد دیگه حواسم جَمعه که دیگه دور وبر این برادران بقال اصغری نگردم که نکنه یه وقت منو تحریک کنند و بیان بگن آقا جان بیا بهت کشیدن کاریکاتور رو یاد بدیم و بعدش هم منو هل بدن به طرف کشیدن کاریکاتور نمایندگان محترم.  

البته فرمان عمی اونروز یواشکی یه چیزای دیگه هم در مورد استکبار و مستکبر و دشمنان پخله ای هم بهم گفت ولی چون داره کم کم از این مطلب من بوی شلاق و قرمه سبزی میاد در این مورد چیزی نمی گم.

دوستای کاریکاتور کش و کاریکلماتور نویس و طناز و مناز و غیره هم حواسشون باشه از ما گفتن...خود دانید یا اینکه ...  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11 توسط یک روزنامه نگار |

به داد طبیعت  برسید!

تخریب محیط زیست در حوزه گردشگری و توریستی

 قه یه آراسی و یخچال طبیعی (بوزخانا)

 مابین روستای کرویق و روستای بکرآباد ورزقان با کدام مجوز؟ 

آقای فرماندار،آقای نمایند قدیم و جدید،آقایان میراث فرهنگی و طرفداران محیط زیست و حامیان میراث طبیعی و گردشگری، منطقه گردشگری و توریستی قا یا آراسی بکرآباد(بئکو) و یخچال طبیعی کرویق توسط سوداگران و منفعت طلبان تخریب می شود!

 

 

 http://varzqan.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8 توسط یک روزنامه نگار |

ائرقه‌نه چایی

چیراغلی و سونگون معدنینین داغلاریندان دوغولوب و نئچه آیری چایلار (نبی‌جان، آرپالیق، خریل، کاللا، شوخانا و ... کندلرینین چایلاری) اونا قاریشدقدان سونرا نهایتده آلاجوجه‌ کندیندنی کئچیب آراز چایینا تؤکولور.
ائرقه‌نه Erqənə (باشقا قاراداغ لهجه‌‎لرینده ایلقینا ılqına یا ایلغینا ılğına دا تلفظ اولونور) تورکیه‌ده بو آد ایله چای وار کی Trakayaنین اؤنملی آخارسولاریندان بیریسدیر و istranca داغلارینین گونئی دوغوسونداکی Karatepeدن باشلانیر.

Ergene-Con  داستانینا گؤره تورک‌لر قونشولاری طرفیندن مغلوب ائدیلدیکدن سونرا هامیسی اؤلدورولور، یالنیز خاقانلارین کیان (قیان) و نوکوز آدلی ایکی اوغلو قادینلاری ایله بیرلیکده ساغ قالیرلار، اونلار داغلار آراسیندا بیر سیغیناجاق تاپیرلار و 400 ایلدن سونرا سایلاری چوخالدیغی اوچون آرتیق اورایا سیغیشمیرلار و بونا گوره‌ده هر طرفی قایالیق اولان داغدان چیخماق اوچون چاره آختاریرلار. او زامان بوزقورد گویدن گلن گوی رنگ‌ده ایشغین گؤستریشی ایله قایالیغین بیر طرفینی تشکیل ائدن دمیر معدنینی اریدیب اوردان خیلاص اولورلار و یئنی گونه قووشورلار (Ergene= yeni +Con=kun= gun).

نووروز بایرامی نین ” ارگنه کون ” و یا ” بوز قورد ” بایرامی آدلاندیریلماسی تورک‌لرین قورتولوش گونویله باغلیدیر.

تورکلرین ارگنکوندان چیخدیقلاری همین قورتولوش گونودور کی، مارچین ۲۲-سینه - نووروز بایرامی نین ایلک گونونه تصادوف ائدیر.

Ergene تورکلرین اورتا آسیاداکی افسانوی آنایوردودو . و روس تاریخچی‌سی Gulmilevین تعریفینه گؤره دیک و یاماج آنلامی داشییر. اسکی اثرلرده یئر آلتی تصویرلره گوره ErgeneCon آلتای داغلارینداکی، بئلوچا داغلاریندا اولابیلر و دئمک اولار ErgeneCon ونون هاردا اولدوغونو هله بوراجان لاپ دوز معین‌لشدیره بیلمه‌یب‌لر.  

örneki HAKASCA- TURKCE Sozluk کیتابیندا بئله یازیلیب: 

 

Ilğına = Koyun bağirsağinda kabarcik
Koy= denizin gölun kaçak girintilər biçiminde karaya doğru sokulduğu yerdi ç kuçnk körfəz
Kabarcik=yaylak bucağina bağli bir yerleşim birimi
Körfez= karanin içinə sokulmuş dəniz parçasi
Kara= yeryuznun dənizlə ortulu olmayan bolumu, toprak 

  

منجه ائرقه‌نه چایینین اؤزل‌لیگی و خصوصیاتی اونون آنلامین و معناسین اؤزونده داشیر. او منطقه و ائرقه‌نه چایینی تانیانلار و گؤرنلر بو چایین اوجا داغلاردان اوزآشاغییا، آرازا طرف آشیب - داشماسی و گورولتوایله آخماسینی تصدیق ائدرلر و منده بو خصوصیاتی نظره آلاراق بئله دوشونورم :  

  

1) ییرقانا / ییرقه‌نه/ ائرقه‌نه: ییرقاماق آذربایجان تورکجه سینده یئریماق ایله بیرلیکده اؤزون سیلکله‌مک و او ال – بو اله دبتمه دیر ( راه رفتن همراه با تکان دادن بدن ) ییرقالانا / ییرقانا / ائرقه‌نه "ی" سسینی "ائ " سسینه چئویرلمه‌سی تورک دیلینده چوخ و مرسومدور مثلاً : یئندیم ائندیم آغاجی ایرقادی ( چوب را تکان داد – دیوان لغات الترک ) و " قانا " نین "قه‌نه " سسینه چئوریلمه‌سی قئیدیر تورک دیلینین سس قورولوشونا قان / قن / گن " فعلدن آد دوزلدن اک دیلر (پسوند اسم ساز فعل).  

 

2) بونلاری نظرده الاراق اولا بیلرکی "ایلقینا" کلمه‌سی "ایلقاماق" کلمه‌سینه باغلی اولا. " فرهنگ یافت واژه ها" کیتابیندا "ایلقاماق "= "ییلقاماق" هیزلی و سرعتیله یورومک آنلامی‌دا وئریر ( سرازیر شدن /به شتاب رفتن / چهارنعل تاختن). 


کاشغری و دیوان لغات التورک‌ده "ایلماق" آشاغییا آخماق ( سرازیرشدن ) آنلامی وئریر کاشغرینین میثالیندا : تاقدان کوزی ایلدی، " ایلدی " اوزآشاغا آخدی آنلامی وئریر ایل + قا + ماق : "ایل": حرکت، حجوم همان یورومک آنلامیندا و اولا بیلر یئل کلمه‌سیندن آلینیب ( سس قورولوشونا گؤره ) "قا" کلمه‌سینه بئله یازیر " مبالیغتی ایفاده ائتمک اچون ایشلنر " مثلاً چالماق چالقاماق چالخاماق. "ق" حرفی "غ " حرفینه چئویرلمه‌سی تورک دیلینده چوخ و مرسومدور کی، چوخو قاعده و اصول اوزوندن چئوریلیر.

منبع: http://soxana.blogsky.com/1390/12/07/post-13/

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 8 توسط یک روزنامه نگار |

پـَ نه پَـ  چیست؟

اخیرا ایمیلهایی حاوی لطیفه و باعنوان «پَـ نه پَـ » را کم و بیش اکثرمان دریافت میکنیم. سری«پـَـ نــه پـَـــ »ازکجا و چرا سرچشمه گرفته  است از حوصله  این نوشته خارج می باشد و اصلا" ما را با آن کاری نیست. آنچه که اینجانب را وادار به نگارش این  نوشته نمود در باب ریشه این حروف است.

برخی می گویند که "پـَـــ نــه پـَـــ " حروف مخفف"پس.نه.پس" است.اما قسمت اول این اصطلاح"پس نه" اگرچه در فارسی کاربرد دارد اما می دانیم که "پس " دوم در این اصطلاح جایی ندارد. از طرفی این حروف مخفف نیست چرا که اگر حروف مخفف " پس. نه پس" بود با حرف بزرگ نگارش میشد و بین هر حرف نقطه قرار می گرفت مثل"پ.ن.پ".برخی هم این اصطلاح را  گویشی بختیاری می دانند.

اما در زبان ترکی وقتی  کسی در مورد چیزی سوال می کند که:

با مثالی در این باره؛

وقتی کسی از  فاعل کاری می پرسد" بو آغ بویا(رنگ)دیر بورا یاخیبسان؟"(این رنگ سفید است که اینجا مالیده ای؟)

شخص درجواب با حالت سوالی جواب می دهد:به نه به ... قارا دیر."و البته همین اصطلاح به جهت قابلیت تبدیل  حرف" ب" به حرف" پ"  و برعکس به صورت" په نه په... قارا دیر؟" هم کاربرد دارد.(چیه؟ پس رنگ سیاه است؟)

با توجه به نگارش زبان ترکی این اصطلح  به شکل روبرو نگارش می شود "په نه په..."((Pə nə pə است اما با توجه به اینکه در فارسی نگارش  این اصطلاح به شکل" پـَـــ نــه پـَـــ"است  و با حرکه ها انجام می شود  به اینحالت مشهور گشته است.در حالیکه در ترکی تقریبا" هر حرکه حرف محسوب می شود.

این اصطلاح در لهجه های مختلف ترکی به اشکال زیر است:

به نه منه

به نه به

په نه منه

په نه په

و چند صور دیگر

 این اصطلاح کم و بیش چهل - پنجاه سال است که در تهران رایج است و از گفتارهایی است که از ترکی وارد فارسی شده است مثل:

"ال می کنم بل می کنم" که اصطلاح " ائله ائدرم بئله ائدرم " ترکی است که  بین تهرانی ها رایج است و این قبیل اصطلاحات بیشتر از همنشینی این دو گروه زبانی یعنی فارس و ترک در تهران رایج می شود و نه تنها حروف مخفف به شمار نمی رود بلکه جمله  ای کامل است اما بر اساس املا نگاری فارسی به شکل" پ ن پ" نوشته می شود درحالیکه در ترکی به شکل" په نه په" نوشته خواهد شد.

 

 

دوکتور حسن- م.جعفرزاده

پاییز 90

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17 توسط یک روزنامه نگار |

وقت کردین سری به این سایت بزنین واقعا عکسایی که در اون به نمایش گذاشته شده دیدنی هستند.این عکسا توسط شهرداری لندن از زندگی سالهای صنعتی شدن انگلستان گرفته شده

http://www.theatlantic.com/infocus/2012/04/historic-photos-from-the-nyc-municipal-archives/100286/

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21 توسط یک روزنامه نگار |

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

وبلاگ داینا ضمن اظهار همدردی با خانواده داغدیده ی امیر رضا ی کوچولو مطلبی را که استاد بزرگوار جناب آقای خضوعی در وبلاگ خودشان منتشر کرده بودند را تقدیم خوانندگان عزیز می نماید. 

« اميررضا » ي 9 ساله ي اهري با مرگ اندوهبارش، اهر را در ماتم سنگيني فرو برد. مرگ او به دست يك جنايتكار و به ويژه شيوه ي مرگش، اهر را كه مدت هاست به مرگ فرزندانش در تصادفات و خودكشي ها عادت كرده، تكان شديدي داد. « اميررضا» ي معصوم و مظلوم ما نمادي از فرزندان غريب سفر كرده ي ما در اهر است. خداوند به خانواده ي او و شهروندان صبر عنايت فرمايد.  

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

سوت گوني

سحر چاغي

اهرين گون باتان يولوندا

اهرلي بير بالاني اودا چكديلر

مصيبت آغيريدي،‌ ماتم درين

اهرچايي، اوگون آخا بيلمه دي

ساوالان باشين يولوب

قوشاداغ سويا دوندي

گؤيون اياقي يئره ياپيشدي

قره بولوت لار چاخناشئب شاخا بيلمه دي

ناله گويه قوزانيب

قان يئره آخمئشدي

شيور بو صحنه يه باخا بيلمه دي...

http://www.kh1353.blogfa.com/

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14 توسط یک روزنامه نگار |

بو مطلب آذربایجان داجمعیت ده ییشیمی حاقدا دیر. ده یرلی بیر یازی. 

آمارلار گؤستریر: غربی آذربایجاندا نوفوس ده ییشیم آژیری چالینیب دیر!!

http://sonmazalev.blogfa.com/post-87.aspx

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12 توسط یک روزنامه نگار |

هَـه نـــیرتی …!

فردین موغانلی

ساعاتین سَسینه اویانمیشدی. سانکی بیرینجی گونودو. سحر دؤرتده دوروردو. گؤزلری آچیلمیردی. پییلی گؤوده سی ترپنمه­یه آغیر­لاشیردی. قارانلیق دا اَلین اوزالدیب ساعاتین زنگینین سَسین کسدی. تئزحاضیرلاشمالی­ایدی. یولدایدیلار. آزقالیردی یئتیشسینلر. بو فیکیرده ن لذتلی بیر حیس تاپمیشدی. یئرده ن قالخیب چیراغی یاندیردی. هرنه اؤز یئرینده ایدی. دونن کی تک. اوتاق سویوموشدو. پئنجره­نین شوشه­سینده دونان­ هه نیرتینی دیرناقلارییلا قاشیییب ائشییه باخدی. دووارین باشینداکی تیکانلی مفتیللر آیی نئچه یئره پارچالامیشدیلار. حَیَطه دیققتله باخیردی. هر شئی ماوی ایشیقلا بویانمیشدی.

اَل اوزونو یووارکن قارشیسینداکی گوزگونون­چاتلاری تک­لیگینی پوزوردو.      

عصبیلشمیش دی. دورومو ده­ییشدیرمک اوچون، دیرناقلارینین آراسیندا قالان قوروموش قان لکه لرینی تمیزله مه یه باشلادی. گوزگونون باخیشلارینا  دؤزه بیلمه ده ن یئنه ده اوتاغا  قاییتدی.        

صندلین اوستونده ایله شیب پیچاغینی ایتیلدیردی. هورمک سسینده­ن جانینا ایسترئس سیزیردی. قاپینی آچیب گؤز گزدیره­ره­ک بیرشئی گؤرمه­دی. ایت قویروغون ساللاییب ییخیلمیشدی آیاغینین آلتینا. اونا باش وئرمه ده ن ایچری کئچدی.

تکجه اونو گؤره نده قورخونو حیس ائدیردی. باشینداکی قارا پاپاغی ایله ساققالینین قیوریلمیش توکلری بئینین ایشده ن سالیردی.                         

یئنه اَیله شیب ایتیلتمه یه باشلادی. ایش واقتلاری او هامینی گودوردو. کیچیک قوصورودا گؤزده ن قاچیرتمیردی.       

                                                 ***

ماشینین دالیسینا چادیر چکیلمه­یه باخمایاراق یئل هر یئرده­ن کئچیردی. بیر بیرینین نفسینه قیزیشیردیلار. هارا گئتدیکله­رینی بیلمه­ییردیلر. ماشینین آتیلیب دوشمه سی اونلاری بیر بیرینین اوستونه ییخیردی. دَنگه تئز- تئز پوزولوردو. بو دوروماتسلیم اولاراق تکجه باخیردیلار.

                                                 ***

سس اونو اؤزونه گتیردی. پالتوسونو آرخاسینا آتیب چکمه لرینی یوخاری چکه­ره­ک ائشییه چیخدی. قاپینی­آچارکن اللری سویوق دمیره یاپیشمیشدی. ماشین ایچری کئچیب سالونون آغزیندا دایاندی. سوروجو ایله باشقا بیریسی یئره دوشوب اونا بیر کاغیذ گؤستردیلر. زامانی ایتیرمه ده ن ایشه باشلاماغی بیلیردیلر. چادیرین ایپلرین آچیب یوخاری قالخدیلار. بیر- بیر چکیب یئره آتیردیلار. اوست - اوستده  دوشوب اَزیلمه لرینه باخمایاراق، سس­سیزایدیلر. اعتیراض­ ائتمه­ده­ن آیاق اۆستده دوروب باخیردیلار. گوج گؤسته­ره­ره­ک سالونون ایچینده­کی میله لرین آراسینا سالیندیلار. آنجاق نه­ده­ن بیزی بورایا گتیریبسیز؟ نه­ده­ن بیزیمله بو ایشلری گؤرورسوز؟ حاقدا بیر سؤز سوروشان یوخودو!!                                      

یولداشلارینین چاتماقلارینی گؤردوکده بیر­آز راحاتلاشیب پیچاغینا باخدی. هامی حاضیریدی. شوک دستگاهی ایشله مه دیینه گؤره، بیری ­بالتانی گؤتوروب، میله لرین سالونا آچیلان قاپی سینین یانیندا دوردو. دوروم کنترل دان چیخماماق اوچون میله­لرین آرخاسیندان بو طرفه، تک ـ تک چیخمالییدیلار.

اَلینده بالتا اولان، اؤزه ل  اوستالیقلا چیخانین باشینا بیرضربه ائندیریردی. میله لرین آرخاسیندان چیخانلار بیر یئره قاچا بیلمه ده­ن ییخیلیب تیتره­مه­یه باشلاییردیلار. یولداشینین بئله ضربه یئندیرمه سینده­ن تام راضی­ایدی. دیزین قابیرقالارینین اوستونه قویارکن تیتره مه نی دایاندیریب تئز اَلین آتیردی بوغازینا. ایتیلتدیگی­بیچاقلا­بیرینجی دؤنه­ده شاه داماری کسیردی. قان بوتون گوجوایله ائشییه پوسگوروردو. لذت حیسسینی اوزونده ـ گؤزونده دویماق اولاردی. بو ایشین آرخاسیجا باشی گؤوده ده ن آییریب قیراغا قویوردو.

گلمیشدی، همشه کی تک قارا بؤرک باشیندا. یوخاری سککی ده اَیله شیب اَلین ساققالینا چکه­ره­ک گؤز گزدیریردی. بیر آن قورخو حیسسی جانینا دولدو. آنجاق ایشین دۆز گؤرمه لییدی.اؤزونو تئزاَله آلیب ایشینه داوام ائتدی.گونش جانسیز حالدا یاواش ـ یاواش چیخماغا باشلامیشدی.سولموش ایشیغی پئنجره­ده­ن کئچیب ایچه­ری دوشرکن­یئره­سه­پیلن قانی بوغلاندیریردی.                              

قان آخیب سالونون اورتاسینداکی آرخا تؤکولوردو. بو گؤرونتوده­ن داد آلاراق داوام ائدیردی. ترله میشدی باشدان­­آیاغا قان ایچینده ایدی. زامانین­کئچمه­سینی اونوتموشدو. یولداشلارینین بیر یئره توپلانماسیندان ایشین بیتمه­ سینی  آنلادی. بیچاغی یئره قویوب آلنینین ترین سیلدی. سالونون قارشیسینداکی قاپی،­ آچیلمیشدی آرتیق.

 بلدییه نین(شهرداری) اَت داشییان ماشینلاری ایچری کئچیردیلر.

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 21 توسط یک روزنامه نگار |

  «قارا سو » خاطیره لرده آخاجاق! 

سون بو نئچه ایلده بیر چوخ یازیچی هابئله شاعیر دوسلاریمیزیبیره ر ـ بیره ر ایتیریریک.منجه هر بیر شاعیر، هر بیر یازیچی آرامیزدان کؤچدوکجه کلمه لرده ن گؤزه للییی، ادبییاتدان یارادیجیلیغی، حیاتیمیزدان سا بیر وارلیغی ایتیرمک دئمکدیر. سون گونلرده ادبی دونیامیزدان یئنه ده بیر شاعیری ایتیردیک. رحمتلیک مصطفی حسین زاده بلکه ده اؤزونون بیر سیرا ارزه للیک لرینه گؤره او قده رده خالق ایچره اؤزون گؤزه چارپدیران بیر شاعیر اولمامیشدی آما یازیلاری و یاراتدیغی اثرلری بونون عکسینی بیزه گرسده ریر.

«بیر ایشیق دونیایا جان آتان » شاعیر مصطفی دوسلار آراسیندا بیر تواضعکار اینسان کیمی تانینیردی. او اؤزونون قیسا یاشاییشیندا ده یرلی یاشاییش خاطیره لری دوسلار آراسیندا اؤزونده ن یادیگار قویدو.

یازیلارینین بیرینده اؤزونو بئله تانیتدیریر:

آدیم مصطفی سوی آدیم ایسه حسین زاده دیر.58 ـ اینجی گونش ایلینین آذر آییندا قارا داغین سرت قایالارینین کؤکسونده یئرله شن «کوجان» کندینده یوخسول بیر عائیله ده دونیایا گؤز آچدیم. ایکی یاشیمدا آتام معیشت قازانماق اوچون اهره کوچدو. ایلک هابئله اورتا اهر شهرینده تحصیل آلاندان سونرا خیصوصی نه ده نلر اوزره دیپلوما قده ر تحصیل ده ن فایدالانا بیلدیم. ایگیرمی یاشیمدا طبیعتین گؤزه للیگی منی ده بوتون شاعیرلرکیمی تورک یازی دونیاسینا چکدی. ایندیلیکده ساوالاندان باش آلیب قارا داغین اوره گینده ن آخان، آرازا قوشولان (قارا سو) آدلی چایین آدینی اؤزوم اوچون تاخما آد گؤتوروب، ساز سؤز اوجاغیندا چالیشیرام.

«قارا­سو» تخللوصلو شاعیرین یاشاییشیندا باشقالارینا تای بلکه بیر آزدا اونلاردان آرتیق چتین لیکلر اولا ـ اولا هئچ زامان اوزونده ن، دوداغیندان گولوش ایتمه دی. یاشامی چتینلیکلری ایله بیرگه ارزونه تاپشیرمیش حیاتی اینسانلارلا، عائیله سی ایله پایلاشیب آتا آناسینین حیات یوللارینی ایشیقلاندیرماق یولوندا چالیشیردی. سون آیلاردا «آتیلا» آدلی بیر اوغلو­دا اولموشدوسا هر بیر آتا آنایا تای اوغول تویونو گؤرمک آرزیسینی باشقا آرزیلاری ایله بیرگه باشقا دونیایاپای آپاردی. آتیلا بوگون کؤرپه ده اولسا آرزی ائدیریک گله جکده ده یرلی بیر اینسان اولوب خالقینا، یوردونا لاییقینجه سینه قوللوق ائله ییب آتا سینین آرزیلارینا عمل ائده ره ک اونون یولونون داوامچیسی اولسون. حؤرمتلی عائیله سینه اولو تانریدان دؤزوم دیله ییب. آشاغیدا شاعیرین یازدیغی، یاراتدیغی شعیرلرینده ن بیرینی قوللوغونوزا تقدیم ائدیریک. روحو شاد یولو داواملی اولسون. 

 

اویانام گره ک

بو گئجه اوباشدان اویانام گره ک

سازیمین سیررین آچمالییام من

بوگئجه قان تره بویانام گره ک

گونشین یئرینه ساچمالییام من

 

بیرگون سازچالینیب یارانمیشامسا

ایندیده کؤکله ییب یاراتمالییام

دونن یاشامادان تالانمیشام سا

باشقا جور یاشاییش آرامالییام

 

بلکه ده بوگئجه یاتمامالییام

قارانلیق قوشونو ایزله ییرمنی

سئودامی باشیمدان آتمامالییام

سحرین گؤزلری گؤزله ییر منی

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 21 توسط یک روزنامه نگار |